ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
662
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
زيادى وجود دارد كه سيّد رضى قبلًا بعضي از آنها را نقل كرده است هر چند كه وى دليل كم وزيادى وتكرار آن را بيان كرده ، امّا ما تمام خطبه را نقل مىكنيم تا به مقصود دست يابيم . امام ( ع ) پس از حمد خدا ودرود بر پيامبر ( ص ) خطبه را چنين ايراد مىفرمايد : مردم ! خداوند جهاد را واجب كرد وآن را بزرگ شمرد ويارى دهندهء دينش قرار داد . سوگند به خدا دنيا ودين اصلاح نمىشود مگر با جهاد . شيطان جمعيّت خود را گرد آورده ولشكر وهمهء كساني را كه از أو پيروى مىكنند فرآهم آورده است تا مرام وروش ونيرنگهاى خود را بازگرداند وتجديد كند ، من حركتهايى را مىبينم ، سوگند به خدا طلحه وزبير از هيچ كار ناپسندى در بارهء من دريغ نورزيدند وميان من وخود به انصاف رفتار نكردند ، آنها طالب حقّى هستند كه خود بدان عمل نكردهاند واز من قصاص خونى را مىخواهند كه خود ريختهاند ، بر فرض كه من شريك آنها در قتل عثمان باشم باز سهم آنها به عهدهء خودشان است . واگر آنها به تنهايى عثمان را كشته باشند قصاص از آنها بايد مطالبه شود . اوّلين نتيجهء عدالتخواهى آنها بر عليه خودشان است . من از آنچه كه انجام دادهام عذر نمىخواهم واز خود دور نمىكنم زيرا با يقين كارى را انجام مىدهم ، نه اشتباه مىكنم ونه كسى مىتواند من را به اشتباه بيندازد . آنها ( طلحه وزبير واياديشان ) گروه سركش وياغىاند . أراذل وأوباش أطراف آنها را گرفته وسر وصدا راه انداختهاند ، تاريكى وگمراهى أطراف آنها را گرفته تا باطل را به جايگاه اوّلش برگردانند . اى دعوت كنندهء فريبكار چه كسى را فرا مىخوانى ؟ چيز ناآشنايى در كار نيست آنچه در پيش روست وروش معمول است جنگ در راه خداست . به خدا سوگند اگر جنگى پيش آيد باطل رسوا مىشود وزبانش قطع مىگردد . اگر چنين وضعي پيش آيد گمان نمىكنم راه روشنى در پيش داشته باشد . به خدا سوگند كسى را كه كشتهاند پيش از مرگ از گناهانش توبه نكرد واز خطاهايش پوزش نخواست واز شورشيان عذرخواهى